تاریخ: ۲۲ , تیر , ۱۳۹۰
مصاحبه اختصاصی پایگاه اینترنتی nioc با آقای دکتر محمود افشار
کنترل مصرف انرژی، چالش بزرگ عصر ما است و از این رهگذر حتی کشوری مانند ایران نیز که از منابع غنی هیدروکربوری و ذخایر عظیم انرژی برخوردار است، نتوانسته از تب فراگیر این چالش هزاره سوم در امان باشد؛ کما اینکه مصرف انرژی در ایران از خط قرمز نیز عبور کرده و به حدی رسیده که به گفته کارشناسان، میانگین تمام تولیدات نفتی ایران با انرژی مصرفی در کشورمان برابر است.
میزان مصرف انرژی در ایران نزدیک به ۴ برابر میانگین سرانه جهانی است و از این رهگذر ایران با مصرف روزانه ۴۲۰ میلیون لیتر انواع انرژی در ردیف سیزدهمین کشور پرمصرف جهان جای گرفته است.
اگرچه مصرف انرژی در کشورهای توسعه یافته به دلیل حجم گسترده فعالیت های صنعتی در حد بالایی قرار دارد اما کشورهای در حال توسعه نیز به دلیل زندگی سنتی با مصرف بی رویه انرژی مواجه هستند. با این وجود بر اساس آمار منتشر شده از سوی دفتر مطالعات شرکت بریتیش پترولیوم، مصرف انرژی در ایران بسیار بیشتر از کشورهایی است که از نظر توسعه یافتگی در سطح بالاتری نسبت به ایران قرار دارند.
بر همین مبنا مصرف بهینه انرژی، همزمان با نامگذاری سال ۸۸ به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف از سوی رهبر معظم انقلاب، به عنوان یکی از اولویت های راهبردی و توسعه ای کشورمان مطرح شد و اساس کار مجموعه شرکت های خصوصی و دولتی بر بهره وری بالاتر از انرژی تعریف شد.
در صنعت نفت نیز از دو سال گذشته، استانداردهای مصرف انرژی برای ۹ پالایشگاه و ایستگاه تقویت فشار و همچنین ۵ محصول انرژی بر پتروشیمی از سوی سازمان بهینه سازی مصرف سوخت تدوین و به موسسه استاندارد ابلاغ شد.
به دلیل اهمیت مصرف بهینه انرژی در صنعت نفت، پایگاه اطلاع رسانی شرکت ملی نفت ایران گفت وگویی با دکتر محمود افشار؛ عضو هیات علمی و استادیار دانشگاه صنعت نفت انجام داد، تا در خصوص الگوهای مصرف انرژی در کشورهای مختلف و راهکارهای ارایه شده در کنترل میزان مصرف انرژی بخش بالادستی صنعت زیربنایی نفت، نظرات این چهره ی علمی کشورمان را جویا شویم.
دکتر افشار علاوه بر انجام کارهای پژوهشی در خصوص راهکارهای کاهش مصرف انرژی در صنایع نفت و گاز، مجموعه ۳ جلدی کتاب های “راهبردهای جهانی بهینه سازی مصرف انرژی” را نیز تالیف کرده است که توانسته در هشتمین همایش بین المللی انرژی، عنوان کتاب شایسته تقدیر کمیته ملی انرژی را از آن خود کند،سووال نخست ما از وی در زمینه همین کتاب است.
- هدف اصلی از تدوین مجموعه ۳ جلدی کتاب “راهبردهای جهانی بهینه سازی مصرف انرژی” چه بوده و اساسا محور پژوهش های آماری ارایه شده در این کتاب بر چه مبنایی استوار است؟
کتاب سه جلدی راهبردهای جهانی بهینه سازی مصرف انرژی در راستای استفاده و امکان سنجی برنامه های مدیریت و ارتقاء بهره وری انرژی دیگر کشورها ارایه شده است. این مجموعه بر اساس نتایج انجام پروژه با عنوان تقریبا مشابه برای شرکت بهینه سازی مصرف سوخت تحریر شده است. کشورهای نمونه شامل آمریکا و کانادا در آمریکای شمالی؛ انگلیس، آلمان، هلند، نروژ، سوید و ایتالیا در اروپای غربی و شمالی؛ چین، ژاپن، هند، کره جنوبی و مالزی در آسیا؛ روسیه و ترکیه در اوراسیا؛ عربستان سعودی در خاورمیانه؛ آفریقای جنوبی در آفریقا و استرالیا در اقیانوسیه می باشند.
مطالعات مشابه در مورد ایران نیز انجام شده و در پایان بر اساس جمع بندی راهبردهای بهینه سازی مصرف انرژی در جهان، چارچوب راهبردهای مشابه برای کشورمان ارایه شده است.
بنابر بررسی های صورت گرفته، شدت مصرف انرژی کشورهای گروه سه با اقتصاد (تقریبا) دولتی شامل ایران، چین و روسیه نسبت به دیگر کشورها خیلی زیاد است.
شدت مصرف در انرژی کشورهای گروه دو با اقتصاد نیمه دولتی، متوسط ارزیابی می شود. این گروه کشورها شامل آفریقای جنوبی، ترکیه، کره جنوبی، مالزی ، کره جنوبی و هند می باشند.
در نهایت نیز نتایج بررسی های ناشی از الگوی مصرفی انرژی در کشورهای گروه یک با اقتصاد آزاد و شدت انرژی کم، شامل آمریکا، استرالیا، آلمان، نروژ، هلند، ایتالیا، انگلیس و ژاپن ارایه شده است.
- با توجه به پژوهش های صورت گرفته، کلید رفع مشکل بهینه سازی مصرف انرژی در ایران چیست؟
با توجه به بررسی های صورت گرفته و از دیدگاه اقتصاد کلان، دولتی بودن اقتصاد کشورمان به عنوان یکی از مهم ترین دلایل عدم کنترل مصرف انرژی مطرح است؛ چراکه این امر میزان بهره وری را در تمامی موارد کاهش می دهد. در واقع هرچه اصل ۴۴ قانون اساسی مبنی بر خصوصی سازی واقعی تر و کامل تر انجام شود، میزان بهره وری به خصوص در بحث مصرف انرژی افزایش خواهد یافت.
البته الگوهای ارایه شده در کشورهای مختلف برای دستیابی به این هدف متفاوت است؛ اما در نگاهی کلی می توان بر این نکته تکیه کرد که کاهش هزینه ها در اقتصاد آزاد به عنوان محور اصلی فعالیت ها مطرح می شود و از آنجایی که کاهش مصرف انرژی به عنوان یکی از ابزارهای مهم در این بخش مطرح است، جهت گیری مدیریت مصرف در بخش خصوصی کشورهای توسعه یافته بر مبنای کاهش میزان مصرف انرژی می باشد.
بسیاری از کارشناسان، فرهنگ سازی را به عنوان نقطه عطف و عامل اتکا در مصرف بهینه انرژی می دانند. باید توجه داشت که فرهنگ سازی اگرچه بسیار سودمند است اما به تنهایی کافی نیست.
در مجموع اعتقاد من بر این است که رویکرد اصلی در بهینه سازی مصرف انرژی باید بر مبنای مدیریت تقاضا باشد؛ چراکه با کاهش تقاضا در عین حفظ نرخ توسعه و رفاه مردم، اجرای الگوهای ساختاری مصرف بهینه انرژی امکان پذیر می شود.
- چه راهکاری برای مدیریت تقاضای انرژی وجود دارد و چگونه می توان جهت تقاضای انرژی را به سمت تولید صنعتی سوق داد؟
رویکرد مدیریت تقاضای انرژی رویکرد موثری در برنامه ریزی و مدیریت بهینه سازی مصرف انرژی به شمار می رود. اهمیت این مبحث به حدی است که واحدی به نام مدیریت تقاضا با عضویت ۱۸ کشور در آژانس بین المللی انرژی به وجود آمده است.
راهکارهای گوناگونی بر اساس رویکرد مدیریت تقاضای انرژی در بخش های مختلف وجود دارد. از جمله راهکارها در بخش خانگی و تجاری استفاده از لامپ های کم مصرف، استفاده از پنجره های دو جداره، استفاده از پرده و سایه بان، معماری صحیح در جهت حداکثر استفاده از نور خورشید برای روشنایی گرمایش در زمستان و ایجاد کمترین بار برای سرمایش در تابستان می باشد.
در بخش ترابری تغییر نظام اداری و محدود نمودن تعداد مراجعات به سازمان ها یکی از اصلی ترین راهکارها می باشد. استفاده از خدمات الکترونیکی مانند عابر بانک، سیستم های اینترنتی برای ثبت نام، توزیع امکانات در سطح کشور و کلان شهرها برای کم نمودن فاصله ها، افزایش و استفاده از حداکثر ظرفیت ناوگان حمل و نقل عمومی (برای مردم و برای جابجایی بار) و استفاده از خودروهای با مصرف سوخت کم از مهمترین راهکارها در این زمینه به شمار می رود.
در بخش صنعت نیز استفاده از فناوری های روز نقش عمده ای در مدیریت تقاضای انرژی دارد. در کشور ما، بنظر می آید راهبری صنایع در شرایط طراحی اسمی کارخانجات نقش حیاتی در مدیریت تقاضا داشته باشد. متاسفانه بدلایل گوناگون کارخانجات در شرایط بسیار متفاوت با شرایط طراحی اسمی کار می کنند که باعث افت شدید بازده و در نتیجه افزایش شدید تقاضای انرژی می شود. ریسک پذیری مدیران در کاهش تقاضای انرژی نیز مهم می باشد، در بسیاری موارد مدیران ترجیح می دهند ولو با افزایش شدید مصرف انرژی در شرایط بسیار محافظه کارانه (بخصوص در بخش دولتی) کارخانه را اداره نمایند.
تعمیر و نگهداری و راهبری صحیح تجهیزات نیز نقش اساسی در کاهش تقاضای انرژی در صنایع دارند که این امر نیازمند آموزش کارکنان جهت ایجاد مهارت های ضروری در آنها است.
- بدون شک مصرف بالای انرژی تنها مربوط به مصرف کنندگان نیست. دولت برای منطقی کردن مصرف انرژی در بخش زیرساخت ها باید چگونه عمل کند و چه تمهیداتی را می تواند اجرایی کند؟
دولت باید رویکرد ارایه خدمات در کشور را از حضور مکرر به خدمات از راه دور تغییر دهد. به عنوان مثال با استفاده از سیستم دولت الکترونیک و پرداخت های اینترنتی می توان بخش قابل ملاحظه ای از رفت و آمدهای انرژی بر در کشور را حذف کرد.
هم اکنون قوانینی در برخی کشورها مثل آمریکا وجود دارد که سیستم اداری را موظف به کاهش میزان مراجعات می کند. دولت برای کاهش مصرف انرژی باید سرمایه گذاری بیشتری در این بخش انجام دهد.
در بخش صنعت، اعطای تسهیلات به واحدهای تولیدی جهت استفاده از فناوری های روز اهمیت زیادی دارد و در بخش تجاری، قانونمند نمودن ساعات کار اصناف نقش اساسی در کاهش مصرف انرژی دارد.
- الگوها و استانداردهای تعریف شده به منظور کاهش مصرف انرژی در بخش بالادستی صنعت نفت بر اساس چه ضوابطی تعیین می شوند؟
استاندارد ایزو در رابطه با بحث مدیریت انرژی وجود دارد. بر همین مبنا میزان مصرف انرژی بر حسب بهره وری در تجهیزات صنعت نفت و نیروگاهی، مشخص است.
در بخش بالادستی صنعت نفت بحث No Flaring و عدم هرزروی انرژی خروجی از فلرها و مشعل ها اهمیت ویژه ای دارد. در این زمینه طرحی در پتروشیمی امیرکبیر را به انجام رساندم که پیشینه آن به پالایشگاه های گاز کنگان و پتروشیمی تبریز بر می گردد.
این طرح هم اکنون در دستور کار شرکت ملی نفت ایران قرار گرفته است و با جدیت دنبال می شود. البته اجرای این طرح با دشواری های زیادی روبرو است که عملا روند انجام آن را کند کرده یا حتی در برخی جاها غیرممکن می سازد.
به عنوان مثال بدلیل ایمنی مشعل ها، نباید هیچ تجهیزاتی در مسیر جمع آوری گازهای همراه وجود داشته باشد؛ علاوه بر آن متدولوژی چیستی و چگونگی سوخته شدن این گازها اهمیت زیادی دارد که باید با دقت مورد ارزیابی قرار گیرد.
همچنین تبدیل این گازها به فرآورده از اهمیت زیادی برخوردار است؛ از برخی از گازهای تفکیک شده از مشعل ها نظیر پروپان می توان در تولید LNG بهره برد که هم اکنون بخش قابل ملاحظه ای از پروژه های تفکیک گاز در این بخش طراحی شده است.
جمع آوری گازهای همراه علاوه بر تاثیری که در بالا بردن راندمان مصرف انرژی در صنایع بالادستی نفت دارد، از منظر پرداختن به بحث آلودگی هوا نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. هم اکنون در شرکت مناطق نفتخیز جنوب طرح آماک به طور نسبی اجرایی شده و برنامه ریزی برای اتمام این طرح انجام شده است.
در ایستگاه های تقویت فشار نفت نیز برای عبور جریان نفت از گوره فعالیت های مشابهی صورت گرفته و هم اکنون بحث ساخت دستگاه های تقویت فشار برای تلفیق آب و گاز پیگیری می شود.
در مجموع می توان گفت مهم ترین ابزارهای مطرح در افزایش بهره وری صنایع بالادستی نفت، تمرکز بر فعالیت های مربوط به تولید ثانویه، تولید سومی و بازیافت است.
- با توجه به نقش زیربنایی عملیات حفاری در صنعت نفت، راهکار پیشنهادی برای افزایش بهره وری در دکل های حفاری را چگونه ارزیابی می کنید؟
در بخش دکل های حفاری، نوع تجهیزات دکل و شیوه عملیات می تواند نقش قابل ملاحظه ای در افزایش یا کاهش راندمان داشته باشد. در حال حاضر گازوییل سوخت اصلی است که برای تولید انرژی در دیزل ژنراتورها و نیز برای تولید گل روغنی استفاده می شود.
در این بخش می توان با استفاده از فناوری های روز مثل حفاری با هوا یا گلایکول، میزان مصرف انرژی را کاهش داد. به عنوان مثال استفاده از تکنولوژی Top Drive می تواند تا ۱۷ درصد نرخ حفاری را افزایش دهد که در همین حدود مصرف گازوییل کاهش می یابد.
از سوی دیگر با جایگزین کردن انرژی خورشیدی در دکل های حفاری (با توجه به این مطلب که این دکل ها بیشتر در نواحی خشک و کویری مشغول به کار هستند) به جای گازوییل می توان مصرف سوخت را به نحو قابل ملاحظه ای کاهش داد.
استفاده از تمام این راهکارها علاوه بر آنکه تاثیر مستقیم بر بهینه سازی مصرف انرژی دارد، باعث جلوگیری از آلودگی هوا نیز می شود که بسیار حایز اهمیت است.
- راهبردهای مصرف انرژی در صنعت نفت ایران با توجه به الگوهای راهبردی در کشورهای صنعتی نزدیک به ایران چه می تواند باشد؟
صنعت نفت از جمله صنایع با شدت انرژی بالا می باشد، پس لازم است برای دستیابی به مصرف بهینه، مدیریت تقاضا انجام شده و فرهنگ سازی لازم صورت بگیرد.
مدیریت تقاضا باید در بخش های مختلف صنایع تعریف شود. در پالایشگاه ها، پتروشیمی ها و ایستگاه های تقویت فشار، توربین های گازی زیادی استفاده می شود، در حالی که بخشی از انرژی خروجی از آن ها تلف می شود. بازده فعلی توربین های گازی حدود ۳۰ درصد است که با برنامه ریزی صحیح می تواند به ۵۰ درصد برسد. البته در برخی کشورها این رقم به ۹۰ درصد نیز رسیده است.
- آیا آمار خاصی در خصوص مقایسه میانگین مصرف انرژی در صنایع بالادستی نفت ایران با کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه دیگر وجود دارد؟
شاید آمار خاصی وجود داشته باشد، اما من تاکنون در این باره پژوهشی انجام نداده ام. در مجموع برداشت من این است که بررسی علمی و پژوهشی در صنایع بالادستی نفت باید با دقت بیشتری پیگیری شود. در عملیات حفاری یک الگوی تحلیلی-تجربی برای تعیین شدت انرژی تدوین شده است که بر طبق آن می توان محدوده انرژی مصرفی را تعیین کرد.
در حال حاضر در دانشگاه صنعت نفت کارگروه پژوهشی مهندسی و مدیریت انرژی فعال است و می توان از پتانسیل آن برای تدوین شیوه محاسبه شدت مصرف انرژی در بخش های مختلف صنعت نفت بهره برد.
- نحوه به کارگیری دانش فنی و تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت در کشور به چه میزان در پیشبرد اهداف ناشی از بهینه سازی انرژی موثر است؟
برای رسیدن به محصول نهایی به روش های مدیریتی جدید و تجهیزات و دانش روز نیاز است. مدیران معمولا ریسک های مربوطه را به سختی می پذیرند، تکنولوژی های گرانقمیت و پرهزینه ای به کشور وارد می شود، اما در بخش بهینه سازی اعتقادی به سرمایه گذاری وجود ندارد و بر همین مبنا تلاشی در راستای خرید دانش فنی آن نمی شود.
در مجموع می توان گفت برای بهینه سازی انرژی در صنایع در گام اول باید تصمیمات مدیریتی مناسبی اتخاذ شود و از این جهت می توان مدعی شد که تصمیم گیری مهم ترین بخش و سرآغاز تمام فعالیت های صنعت نفت به شمار می آید.
- نقش دانشگاه ها و مراکز علمی در تولید دانش فنی مربوط به بهینه سازی انرژی در صنعت نفت را چگونه ارزیابی می کنید؟ تاکنون چه اقداماتی در این زمینه صورت گرفته است؟
بیش از ۱۰ سال است که پژوهش در این زمینه در کشور آغاز شده و مبدا آن از دانشگاه ها بوده است. به عنوان مثال می توان از پروژه های ممیزی انرژی گاز پالایشگاه کنگان، بررسی کاهش ضایعات سوخت و انرژی پتروشیمی تبریز، تدوین مدیریت انرژی شرکت ملی حفاری ایران، بازیافت گازهای مشعل واحد اولفین پتروشیمی امیرکبیر، بررسی آلودگی هوا در اهواز و آلودگی رودخانه کارون و همچنین پروژه موتورهای گاز سوز برای اتوبوس ها به عنوان بخشی از پروژه های انجام شده دانشگاه صنعت نفت نام برد.
آنچه که مسلم است این است که در صنعت نفت جای زیادی برای پژوهش وجود دارد. در واقع برای پیشرفت در صنعت نفت باید از نیروی انسانی مجرب و سیستمی علمی، مبتنی بر مدیریت صحیح بهره برد.
نکته دیگر اینکه در بحث آموزش، سرمایه گذاری از اهمیت بالایی برخوردار است.
در حال حاضر در برخی دانشگاه ها دوره تحصیلات تکمیلی انرژی برگزار شده که البته برای پاسخگویی به نیاز روزافزون این صنعت کافی نیست.
جهت تامین سریع نیروی انسانی دوره مهندسی حرفه ای انرژی توسط اینجانب به سفارش شرکت بهینه سازی مصرف سوخت انجام شده است که با اجرای این دوره ها قدم اساسی در تامین نیروی انسانی مورد نیاز صورت خواهد گرفت.
ضمنا دوره کارشناسی ارشد مهندسی انرژی در دانشگاه صنعت نفت با رویکرد خاص به صنایع نفت و گاز تدوین شده است که متاسفانه تاکنون اجرایی نشده است.